أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
519
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
خبر اين حمله به مكه رسيد . در اين هنگام تنها يك ماه و اندى از حكومت احمد گذشته بود . اندكى بعد به او خبر رسيد كه درويش آغا ، وزير او در ينبع ، برابر دشمن تاب نياورده و گريخته است . مهاجمان ، ينبع را اشغال كرده ، هرچه را در آنجا بود غارت كردند و شريف عبداللَّه بن حسين هم با لشكرى عظيم از عربها در وادى فاطمه آمادهء يورش به مكه بود . احمد بن سعيد فعاليت خود را آغاز كرد و ابتدا خانوادهء خود و ديگر آل زيد را به طائف فرستاد . سپس كسى را فرستاد تا قبايل را براى حمايت از خود بسيج كند ؛ « 1 » اما جز اندكى نپذيرفتند . او نيز در حد امكان تلاش كرد تا در مكه تحصن اختيار كرده از آن دفاع كند . امارت عبداللَّه بن حسين در روز 14 ربيع الاول سال 1184 بود كه خبر رسيدن مهاجمان مستقر در وادى فاطمه به مكه رسيد . شريف احمد ، على بن عبدالقادر صديقى مفتى مكه و شريف عبداللَّه الفعر را براى گفتگو با فرمانده سپاه محمدعلى ، يعنى محمد بيك ابىالذهب فرستاد . پاسخ فرمانده به آنان يك پاسخ نظامى بود و آن اين كه وى مأموريت دارد امارت مكه را گرفته به عبداللَّه بن حسين بركاتى تسليم كند . اينان پاسخ را به امير مكه رساندند . دو روز بعد ، سپاه مصر از وادى فاطمه حركت كرده در زاهر لشكرگاه زد و توپخانهء خود را آماده نمود ، به طورى كه بر بئر ذى طوى اشراف داشت . در اين وقت احمد هم با سپاه خود و برخى از كسانى از اعراب كه از او حمايت مىكردند حركت كرده به مصانع - كه در ريع است و ما امروزه آن را ريع رسان « 2 » مىناميم و در انتهاى حارة الباب است - آمد .
--> ( 1 ) . إفادة الأنام ، خطى . ( 2 ) . نام درست آن ريع رسام است ، شايد از آن جهت به اين نام ناميده شده است كه رسم البضائع - ماليات اجناسى - كه ازجده مىآمده در آنجا گرفته مىشده است . اينجا يكى از اكديهء مكه است و نامش هم كَدى .